نوواژه‌های من

واژه‌ها همیشه مفتونم می‌کنند. دوست دارم درمیانشان قدم بزنم و در هوایشان نفس بکشم. هنگام برخورد با واژه‌ای نو سراپا شوق می‌شوم. از نویسنده یا گوینده نزد خود سپاس‌گزارم که مرا با چنین واژه‌ای آشنا کرده. البته همیشه واژه‌های اعجازانگیز نویافته نیستند، گاه واژه‌هایی را پیشتر شنیده‌ام و کمتر بدان پرداخته‌ام. اغلب پس از شکار واژه تلاش می‌کنم با آن چند جمله‌ای بنویسم. اگر یادداشت یا جستاری شکل بگیرد که چه بهتر، اگرنه هم باکی نیست هدف از نوشتن لذت بردن است که میسر شده. 

پیش از این واژه‌های نویافته را در فایلی ویژه‌ی خود نگه‌می‌داشتم. اما تصمیم گرفتن واژگانم را از انزوا برهانم و اینجا به نمایش بگذارم. 

 

نمک‌گیر و لبخندگیر

لبریخته

لمعان (تابیدن، درخشیدن)

شکوفان

شئامت (شوم و بدفال شدن؛ نامبارک شدن)

قلم‌انداز

ولخند

مغزفرسا

غمین

رازگویی

شیرین‌خو

متداعی

شتابیدن

پیچاپیچ

تازه‌روی

آهسته‌کنان

وحشیواری

رمندگی

ناروانی

مکیف

برفین

مذلت
بیاکند

تاب‌ربا

مردانه‌رفتار

فرماندهانه

تندرآسا

نووارد

دوری‌جو

آزماینده

شیفته‌وار

بندگانه

واسپرد

کوتاه‌بالا

نقار (جدال، کدورت، نفرت)

غم‌افزا

بلورگونگی

سیمای شرقیانه

غلظ‌غولوط

اباطیل( جِ باطل ؛ سخنان یاوه و بیهوده ، چیزهای باطل )

تمجمج (کلمات را جویده و نامفهوم ادا کردن؛ سخن ناپیدا گفتن)

دورتَرَک

میرنده

هیجانی آرام‌ربا

خودآرایان

فراجوشیِ پیوسته

مرگ‌نشانی

واکندن

ستوهیدگی

بازبپیماید

ژرف‌کاوی

شمایل‌شکنی

ژیمناستیک فکری

ملغمه

رنجاننده

دلازار

خودبسندگی

پالودگی

ورزاندن

خیزنده و ریزنده

ژرفکار

کژدلی

شاهباز اوج‌گیر اندیشه

خودکی دارند برای نمودن

نوپرداز

رویاهای عاصیانه

فعلیدن

در هم تافته

می‌انگارد

منزه‌طلبان

آشکارگی

درازپاتر

تلف‌زار

شلتاق

کاویدن

ایقان (باور کردن)

ذوات (جمع ذات، خداوندان، حقایق، ماهیات)

 

لطفا شما هم یک واژه اضافه کنید. 

 

 

این نوشته به روزرسانی می‌شود.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

4 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *